محمد تقي جعفري

18

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آنان اگر بيشتر از شياطين جن نباشد ، كمتر از آنان نيست . خطر اضافى كه شياطين انس دارند ، اينست كه همنوع انسانند و مىتوانند با نمايش قيافهء انسانى ، كارهاى ويرانگر خود را انجام بدهند . تقرب به خدا نشان بدهند و مردم را از خدا دور كنند . از عدالت دم بزنند ، تا ريشه‌هاى ستمهاى گوناگون را برويانند . فرياد آزادى سر دهند تا دست و پاى انسانها را با گرانبارترين زنجير بردگى ببندند . داد از انسان و انسانيت بزنند و مردم را تسليم هوى و هوس و خود خواهىهاى خويشتن نموده ، يا آنانرا به صورت وسيله هايى در آورند و دو دستى تقديم قدرتمندان زورگو نمايند ، اينان مهارتى فراوان در دلالى ظلم و تباهىها دارند . آنان كه دور اين شياطين جمع ميشوند سبك مغزانى بىاصلند و نابينايانى بىعصا و خرمن سوختگانى حاصل از دست رفته و بت تراشانى طاغوت ساز . انديشه اى ندارند ، جز شبحى از امواج انديشهء پيشتازان خود . اگر هستى را به خود نسبت بدهند و بگويند : « ما هستيم » ، خود بهتر از همه مىدانند كه منظور آنان هستى پيشتاز است ، نه هستى خود ، و آنان بجاى « پيشتاز هست » ، « ما هستيم » را به كار مىبرند . اينان جلباند ، از سوئى به سوئى كشيده ميشوند . موقعيتى را كه در زندگانى اشغال مىكنند ، مستند به خودشان نيست ، بلكه ، تا شياطين انس در بارهء آنان چه بدانند و چه بخواهند . اين قوم با بىپر و بالى پر و بال دگرانند . 6 ، 7 - ليعود الجور الى اوطانه و يرجع الباطل الى نصابه ( تا ستم به آشيانه‌هاى خود برگردد و باطل به حد نصابش برسد ) تلاش اينان براى برگرداندن ستم و انحرافات به جامعه است كسى كه دو حركت متضاد دادگرانه و بيدادگرانه در تاريخ را مورد توجه